دانلود رمان هایا ناشناس بدون سانسور

دانلود رمان هایا pdf ناشناس

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی , بزرگسال هایا اثری بینظیر از ناشناس رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : هایا

تعداد صفحه : ۳۳۴

نویسنده : ناشناس

ژانر : عاشقانه , ایرانی , بزرگسال

دانلود رمان حاملگی اجباری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

هایا خلاصه رمان

درباره رابطه عاشقانه هایا و کیان است که با ورود پسر عموی هایا به این رابطه باعث میشه که …

گوشه ای از رمان هایا

نگین و سارا رو صدا زدم و گفتم : _ بیدار شین باید ۹ تو لابی باشیم… کمی آرایش کردم و لباسامو عوض کردم. ساعت ۹ پایین رفتیم که کیان و آرش و بابک تو البی منتظر ما بودن… بعد از سلام گفتن، کیان با لحن جدی گفت: _ این چند روزی که اینجایم، باید ۲برابر کار کنیم وگرنه باید بیشتر بمونیم…. همه باشه ای گفتیم و رفتیم تا صبحونه بخوریم. اشتها نداشتم و چیزی نمی خوردم که آرش گفت: _ چرا چیزی نمی خوری خانوم مهندس؟! نگاهی به کیان انداختم که داشت زیر چشمی بهمون نگاه می کرد. کمی اخم کردم: _ اشتها ندارم همین … آرش لبخندی زد و گفت : _ اگه دوس نداری واست یه چیز دیگه بیارم تا بخوری ؟!

میخواست بلند شه که کیان با صدای خش داری گفت: _بشین آرش، شنیدی که گفت اشتها نداره !! بعد از ۵ دقیقه ، کیان گفت : _ اگه خوردین زودتر بلند شین که بریم به کارمون برسیم !! اولین نفر از سر میز بلند شدم و بیرون رفتم. داشتم خیابون رو نگاه می کردم که کیان اومد پیشم: _ آرش خیلی حواسش بهت بود… باهاش گرم نگیریااا هایا !! خوشم نمیاد … برگشتم تا ببینم بچه ها کجان و به کیان گفتم : _ اون سعی داره بهم نزدیک شه… اخماش صورت ش رو پوشوند: _ چرا اون وقت؟!! شونه بالا انداختم و گفتم: _ برو از خودش بپرس! دوست نداشتم که حساسش کنم.

چون علاقه ی آرش یه طرفه بود و هست… بچه ها اومدن و سمت ۲ تا ماشینایی که کیان اجاره کرد بود رفتیم… کیان رو به بچه ها گفت: _ یه ماشین مال منه… یه ماشینم مال شما!! هایا تو با من بیا! آرش با تردید گفت: _ چرا هایا با تو بیاد؟! منم باهات بیام؟ کیان با لحن خشداری که معلوم بود عصبی شده گفت: _ باید به تو جواب بدم مهندس ؟!! یادت رفته که هایا دختردایی منه ، و داییم به من سپردتش… داشتم بهشون نگاه می کردم که چجوری برای هم شاخ و شونه می کشیدن. کیان اسممو صدا زد و گفت: _ نگاه نکن، راه بیفت هایا… خنده ی آرومی کردم و دنبالش راه افتادم… در ماشینو بستم که کیان گفت…

این رمان فقط برای معرفی میباشد

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان رعیت ارباب زاده از زهرا خزائی نگارش قوی

دانلود رمان رعیت ارباب زاده از زهرا خزائی به صورت رایگان

دانلود رمان عاشقانه , اجباری , اربابی , بزرگسال رعیت ارباب زاده اثری بینظیر از زهرا خزائی رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : رعیت ارباب زاده

تعداد صفحه : 1310

نویسنده : زهرا خزائی

ژانر : عاشقانه , اجباری , اربابی , بزرگسال

دانلود رمان رعیت ارباب زاده اثر زهرا خزائی به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

رعیت ارباب زاده خلاصه رمان

آفتاب رعیت ۱۷ ساله رخت شور عمارت اربـابی که باخواهرش وارد عمارت میشن، اما از بخت و سرنوشت این دختر کم سن همسر اول ارـباب بچه دار نمیـشه و مجبور میشن براش زن دوم انتخاب کنن و آفتاب گزینه ی خـوبی به چـشم ارباب میاد و با زور و تهدید باهاش ازدواج میکـنه تا اینکه…

گوشه ای از رمان رعیت ارباب زاده

_ماهدخت،شنيدم که ارباب ميخواد واسه پسرش بازم زن بگيره اين حقـيقت داره؟؟ماهدخت خواهرم،درحال ورز دادن لباس چرکا تو تشـت مسی بود که با حوصله جـواب داد: _والا چه ميدونم اين پسر ارباب هم هميشه درحـال زن گرفتنه و روزی يه زن مـيگيره، اصلا مگه زن اولش چشه ،گل نسـا خانوم رو ميگم، زن به اون خـوبی داره،حالا نميدونم چرا پسر ارباب که هنـوز سنی هم نداره بازم هوس زن دوم به سرش زده.. يکم فکر کردم و جـواب دادم: _ماهدخت من يه چيزای شـنيدم، شنيدم که ميگن گل نسا خانوم بچه دار نميـشه،به همين خاطره که ارباب ميخواد واسه اربـاب پسر بازم زن دوم بگيره، چهرم يکم رنـگ غم گرفت: _بيچاره خانم ،از همين سن بايد هو رو تحـمل کنه.. ماهدخت هرسی شده بـود و بيشتر به لباسای داخل تشت فشار مياورد و زير لب …

دانلود رمان عروس مرده اثر مژگان زارع بدون سانسور

دانلود رمان عروس مرده از مژگان زارع به صورت pdf

دانلود رمان اجتماعی , ایرانی عروس مرده اثری بینظیر از مژگان زارع رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : عروس مرده

تعداد صفحه : ۳۶۲

نویسنده : مژگان زارع

ژانر : اجتماعی , ایرانی

دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور رایگان به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

عروس مرده خلاصه رمان

درباره دختری که تو روز عروسیش میمیره و روحش پس از مرگش اتفاقاتی که داره میوفته رو میبینه و …

گوشه ای از رمان عروس مرده

این رمان فقط برای معرفی میباشد

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 15 هزار تومان

دانلود رمان بچه های خاص خانم پرگرین از رنسام ریگز نگارش قوی

دانلود رمان بچه های خاص خانم پرگرین اثر رنسام ریگز نگارش قوی

دانلود رمان فانتزی تخیلی ترسناك بچه های خاص خانم پرگرین اثری بینظیر از رنسام ریگز رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : بچه های خاص خانم پرگرین

تعداد صفحه : 368

نویسنده : رنسام ریگز

ژانر : فانتزی تخیلی ترسناك

دانلود رمان clarissa به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

بچه های خاص خانم پرگرین خلاصه رمان

داستان پسری ۱۶ ساله به نام جیکوب است. او در کودکی مبهوت داستان‌های پدربزرگش بوده. پدربزرگش در زمان جنگ جهانی دوم، از دست هیولاهای آدم‌خوار نجات می‌یابد و مدتی را با بچه‌هایی خاص در خانه‌ای مرموز زندگی می‌کند. پس از مرگ پدربزرگش و …

گوشه ای از رمان بچه های خاص خانم پرگرین

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند به صورت pdf

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند بدون سانسور

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی , بزرگسال راز یک سناریو اثری بینظیر از مریم موسیوند رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : راز یک سناریو

تعداد صفحه : 1119

نویسنده : مریم موسیوند

ژانر : عاشقانه , ایرانی , بزرگسال

دانلود رمان بهشت کلوچه ای من pdf به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

راز یک سناریو خلاصه رمان

داستان درباره رابطه مثلثی که این سه شخصیت گلی , بزرگمهر و وحید نام دارند . گلی از بزرگمهر ناخواسته بچه دار میشه و وحید که عاشقشه این موضوع رو میفهمه . وحید اولین بار است که عاشق یک دختر میشه که …

گوشه ای از رمان راز یک سناریو

پس هنوز تماسی نگرفته؟! گلی زانوی غم حصار کرده بود و نگاهش حزن را فریاد می رد: نه هنوز. داداش پک محکمی به سیگار زد. همانطور که به دیوار تکیه زده بود و به روبرویش خیره بود گفت: بندازش. _چی؟! اگر چه گلی که مابین دو اتاق خواب نشسته بود، آرام گفته بود ولی به گوش داداش رسید. _گفتم بندازش. سیگارش را در زیر سیگاري تکاند. گلی نگاه از بردارش نگرفت و گفت: -داداش؟! -داداش چی؟ ها؟!دیگر کاسه خونسردي اش لبریز شده بود، بالاي سر گلی رفت و تقریبا فریاد زد: فهمتو کجا گذاشتی آخه خواهر من؟ متاهله میفهمی یعنی چی؟! زنشو دوست داره میدونی یعنی چی؟ یه هفته است رفته که رفته، اینم نمیفهمی یعنی چی؟! _رضا عزیزم، تورو به جدت آروم باش، مامان، اینقدر حرص نخور. مامان با استکان چاي از آشپزخانه بیرون آمد و اگر چه سر گلی پائین بود ولی از سر عادت یا براي دل رضایش چشم غره اي حواله ي دخترش کرد. داداش کنار پاي گلی زانو زد، با دستی به دیوار و دستی به زمین: آخه عزیز من، خواهر من نگهش داري که چی بشه. ها؟! این بچه بدبختت میکنه گلی. میشی نقل زبون خاله خان باجی يا، هر که از در برسه می چزونت، چرا راه دور برم، خود من، اصلا. اصلا همین مامان يا ليلا، محمد. هر کدوممون از یه چیزي دلخور باشیم دیوار تو از همه کوتاهتر میشه و دق و دلیمونو سر تو خالی می کنیم، بخوام حرفی به فرزانه بزنم تو رو علم میکنه می کوبه تو سرم. گلی این بچه نمیذاره هیچ کدوممون قد راست کنیم. صدای گریه مامان که حالا كنار آنها نشسته بود، باعث شد آهی که چند دقیقه بود به قفسه سینه داداش چنگ می زد و به در و دیوار می کوبید راهی به بیرون پیدا کند تا او بتواند نفسی بگیرد. مامان گفت: خدا این چه مصیبتی بود که دامن مونو گرفت؟! این دوسه روزه که فهمیدم، پامو که میذارم بیرون فکر میکنم مردم بهم بد نگا میکنن، همش چادرمو جلو میکشم، به خدا خجالت میکشم. تند تند کارامو میکنم برمیگردم خونه، گلی به حرف داداشت گوش بده، ميخواي بري بشی زن صيغه اي؟ آره گلی؟! و به دنبال این حرف بینی اش را با دستمال پاك كرد. این همه مهمان ناخوانده براي قلب گلي زيادي بود، گنجایش آنها را نداشت، شرم، خجالت، خفت، اهانت و هزاران درد دیگر، یک ماهی می شد که مهمان قلب او بودند بدون اذن. آمده بودند و قصد بازگشت نداشتند و با هر حرفی از دیگران به تعداد آنها افزوده میشد. این فشار آنقدر زیاد بود که از قلب راه به گلو پیدا کرده و بغض شده بود. _آخه ما بهش گفتیم. _گفته باشیم، میخواد چکار کنه ؟ ها؟ گلی من پشتتم، حمایتت می کنم، نمیذارم کاري به کارت داشته باشه. اگر براش مهم بود تا حالا خبري ازش شده بود… بازم میگم تو این بچه رو بنداز من تا آخر نوکرتم هستم ولی گلی – بخواي سرتق بازي دراري و نگهش داري راه به هیچ جا نمی بري، تهش هیچ چی نیست حتی بن بست. که حتى اگه بن بست بود میگفتم به پایانی داره یا درجا میزنی یا سرت به سنگ میخوره و بر می گردي. ولی نگهداشتن این بچه، زن اون مرد شدن یعنی نا کجا آباد، همه چیو از دست میدي، که یکی از اونا مائیم. حرف هاي داداش که به اینجا رسید، گلی سرش را بالا گرفت و به برادر بزرگش چشم دوخت. تلخ بود هم نگاه، هم حرفهایش. لب فشرد، محکم. چشمانش تر شد. چيزي در گلویش بالا پایین می کرد… این رمان فقط برای معرفی میباشد شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 15 هزار تومان

دانلود رمان گریز از تو رایگان  مریم نیک فطرت

دانلود رمان گریز از تو از مریم نیک فطرت pdf

دانلود رمان عاشقانه گریز از تو اثری بینظیر از مریم نیک فطرت رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : گریز از تو

تعداد صفحه : 5373

نویسنده : مریم نیک فطرت

ژانر : عاشقانه

دانلود رمان گریز از تو اثر مریم نیک فطرت pdf به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

گریز از تو خلاصه رمان

داستان راجب یه باند بزرگ خلافه و دختر بی گناهی که بی خبر از همه چی تو دل همین آدما به دنیا اومده و حالا به هر طریقی سعی می‌کنه از خونه اش فرار کنه. اما خب سرنوشت اونو میبره غلط ترین جای ممکن…

گوشه ای از رمان گریز از تو

دست و پایش به شدت میلرزید و قلبش توی دهانش میکوبید. نشسته بود پشت تک درخت انتهایی باغ تا از دید نگهبان ها در امان باشد. نور ها هر لحظه میچرخید و توی چشمش میزد تا هراسش بیشتر شود. از آخرین لحظه ایی که در آن عمارت منحوس گذرانده بود یک ساعت هم نمی‌گذشت و با یاد آوری اش تنش بیشتر از قبل مور مور شد. دست مشت کرد و نگاه نفرت بارش چرخید روی ساختمان درندشتی که میان باغ بود. با انزجار چشم بست و طولی نکشید که با صدای خاموش شدن چند ماشین به خودش آمد. کف دستش را گذاشت روی تنه درخت و سر کج کرد تا اوضاع را کنترل کند. تعداد نگهبان ها در عرض چند دقیقه بیشتر شده بود و ماشین هایی که هیچکدام را نمی‌شناخت… با تعجب عقب کشید و دستش روی قلبش نشست. با این وضع حتی نمیتوانست خودش را به دروازه اصلی برساند. دوباره پناه گرفت پشت درخت و سرش چسباند به زانوهای لرزانش… دندان هایش از شدت برودت هوا روی هم ساییده می‌شد. حتی وقت نکرده بود یک دست لباس گرم به تن بزند. گوش هایش با شنیدن صداهای عجیب و غریبی تیز شد و سرش با تعجب بالا آمد. انگار کسی فریاد می‌زد. فاصله اش با عمارت کم نبود اما شدت سر و صدا آنقدر زیاد بود که به گوش او هم برسد. دانلود رمان گریز از تو از مریم نیک فطرت سوز بیشتری توی جانش بالا زد و با دست هایش بازوهایش را چنگ زد. لبخند تلخی زد و آسمان هم با این عظمت برایش دل نمیسوزاند. به جایش با سخاوت نمک میریخت روی زخم کپک زده اش… پوفی کشید و با کم شدن سر و صداها دوباره سرش را چرخاند. محافظ ها با عجله داخل عمارت رفتند. حیرت زده خودش را جلوتر کشید و چشمانش با دیدن فضای خالی روبرویش گرد شد. با دقت چشم چرخاند توی باغ و حتی چراغ های گردان هم خاموش شده بودند. لب هایش محکم میان دندان هایش فشرد و با احتیاط از پشت درخت بیرون جست. رفت توی قسمت تاریک باغ و پاورچین پاورچین قدم برداشت. صدای صحبت چند نفر خورد به گوشش و قلبش ایستاد. همانجا پشت یکی از ماشین ها پنهان شد. چند لحظه بعد با دور شدن صداها نفسش از سینه اش رها شد. میخواست بپیچد توی قسمت سنگفرش شده باغ و تا دروازه اصلی را یک نفس بدود. نور آن قسمت اگرچه زیاد بود اما تعداد محافظ کمتری رفت و امد میکرد. اغلب ماشین ها از آن قسمت میگذشتند و پنهان شدن میان بوته ها برایش راحت تر میشد. نفسی گرفت و همین که کمر صاف کرد چند نفر از عمارت بیرون آمدند و… این رمان فقط برای معرفی میباشد شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 15 هزار تومان

دانلود رمان قند مکرر سلبی ناز رستمی

دانلود رمان قند مکرر سلبی ناز رستمی با لینک مستقیم

دانلود رمان عاشقانه قند مکرر اثری بینظیر از سلبی ناز رستمی رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : قند مکرر

تعداد صفحه : 1541

نویسنده : سلبی ناز رستمی

ژانر : عاشقانه

دانلود رمان شفق به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

قند مکرر خلاصه رمان

آینور دختر نویسنده ای که با کاراکترهای کتاب هایش زندگی می کند، نقشی را خلق می کند که در آن وجود استادش را پیدا می کند، آینور در پس اتفاق وحشتناکی که برایش رخ داده، اشک و غم مهمان دل و جانش شده و مادرش را نگران کرده، آرمان پسر حاج مطیب به تصاحب آینور و ماجرایی که با رسیدن به موقعیت استاد فروتن، ناکام می ماند و …

گوشه ای از رمان قند مکرر

دور سرش ميچرخيد و حالش را خراب ميکرد … با خودش حرف ميزد … در عالم مستي بلند حرف ميزد: چرا اينقدر سرگيجه دارم؟من اينجا چکار دارم؟ اینجا کجاست السا؟ دستی، زیپ لباس نقرهای اش را باز کرد … خنکای عجیبی بر جانش نشست … هومی کشید … هوا را با شدّ بیشتر به ریه اش فرو داد.

را دوست داشت … هر چند احساس قلقلکی ّبود؛ اما اينبار بدن سست و بيحالش در حال و هواي ديگري بود … انگار ذهن نيمه هوشيارش با آدم هاي رمانش سر و كله ميزد … لبخندي زد … همين لبخنديت رمانش را جريتر كرد … گستاختر كرد .. به سستی لب زد: آرمان؟ … با شنیدن صدای زیبای آرمان کمی، فقط کمی ذهنش هوشیار شد

چشمانش خمار بود و این مخموری را دوست داشت: کمکم کن برم … الان آباجی نگرانم میشه از گرمای دستی خوشش می آمد … نگاهش به فضای تاریک اتاق عادت کرد … هوای اتاق سرد شده بود، بدنش از به لرزه بود افتاد، انگار در وسط تابستان چله ی زمستان شده باشد، بدنش قندیل بست … نایی برای تکان خوردن نداشت.

چند بار دستش را به لبه های چوبی تخت بند کرد و چند بار صدا زد و چند بار ناله کرد … تصوير هنوز پيش چشمش دور برميداشتند. ولی سعی داشت ذهن نیمه بازش رایار نگاه دارد … آرمان باید برم … تا شب نباید برم … السا کجاست؟ به آرامی گفت: سرده السا … گوشه ی تخت پايين رفت و بعد هيس … بخواب آينور!

وقتی بیدار بشی حالت بهتر میشه … چه…غلط…ی…کردی …آر…مان انگار هیچ توانی برای حرف زدن با آرمان نداشت… کجا دیده این نگاه وهم ناکی که گاه وحشي ميشد و گاهي هم آنقدر مهربان كه شكار را بي دفاع يا خلع سلاح مي كرد … تازه يادش آمد كه آب پرتقال … آب پرتقالي كه از دست آرمان گرفته بود …

دانلود رمان قند مکرر

دانلود رمان رویای سپید  از (جلد دوم)کیوان عزیزی نگارش قوی

دانلود رمان رویای سپید از (جلد دوم)کیوان عزیزی نگارش قوی

دانلود رمان عاشقانه رویای سپید اثری بینظیر از (جلد دوم)کیوان عزیزی رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : رویای سپید

تعداد صفحه : ۲۹۶۸

نویسنده : (جلد دوم)کیوان عزیزی

ژانر : عاشقانه

دانلود رمان رویای سپید از (جلد دوم)کیوان عزیزی نگارش قوی به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

رویای سپید خلاصه رمان

حامد بعد از ۸ سال زندگی زناشویی عجولانه براثر یک اشتباه سپیده رو طلاق میده و پشیمون می‌شه حالا خواستگار  مطرحی برای سپیده پیدا شده، رگ‌ غیرت حامد بالا زده و قصد داره سپیده رو برگردونه.

گوشه ای از رمان رویای سپید

رور حرف های دیشب حامد همچون پتکی بر سرم فرود آمد که گفت: “دیگه سراغت نمیام”. لعنتی. اشک در چشم هایم نیش زد و بی مهابا صورتم را خیس کرد دلم شکسته بود این بار چندپله بالاتر و به مراتب بدتر از روزی که احضاریه دادگاه خانواده برای طلاق به دستم رسید. نگاهی به ساعت انداختم وقت رفتن بود. حال و حوصله‌ هیچ کاری نداشتم ولی قراری بود که باید می رفتم صورتم را شستم لباس پوشیده بودم. از خانه بیرون زدم ماشین را از پارکینگ بیرون آوردم و به آدرسی که آقا محسن داد رفتم. سعی کردم به اعصابم مسلط باشم تا دیگر اشکم جاری نشود اما بی‌ فایده بود ریز ریز اشک هایم را پاک می‌کردم و به بخت بدم تاسف می‌خوردم… دانلود رمان رویای سپید (جلد دوم) از کیوان عزیزی از اینکه حامد را از خود رانده بودم، هرگز پشیمان نبودم الآن هم به سراغم می‌آمد نمی‌توانستم آن انتظاری را حتى که از من داشت برآورده کنم. نمی توانم چشم روی همه چیز بگذارم و بار دیگر تن به او بدهم ولی بودنش با یک نفر دیگر هم برایم سخت بود. حامد بسیار آرام و مهربان بود. تصور این که مهربانی و محبت هایش را برای زن دیگری خرج کند برایم غیرقابل تصور بود دوست داشتم هر دو به همین شیوه تا آخر زندگی می‌کردیم نه من ازدواج می‌کردم و نه او. ترجیح می‌ دادم زنی را صیغه کند ولی تحمل ازدواجش برایم سخت بود … این رمان فقط برای معرفی میباشد شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان مرثیه ای برای روح[جلد اول از مجموعه محفل] اثر ناتاشا نایت نگارش قوی

دانلود رمان مرثیه ای برای روح[جلد اول از مجموعه محفل] اثر ناتاشا نایت

دانلود رمان #عاشقانه #مافیایی #انتقامی #ازدواج_اجباری مرثیه ای برای روح[جلد اول از مجموعه محفل] اثری بینظیر از ناتاشا نایت رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : مرثیه ای برای روح[جلد اول از مجموعه محفل]

تعداد صفحه : 1205 + 835

نویسنده : ناتاشا نایت

ژانر : #عاشقانه #مافیایی #انتقامی #ازدواج_اجباری

دانلود رمان مرثیه ای برای روح[جلد اول از مجموعه محفل] اثر ناتاشا نایت نگارش قوی به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

مرثیه ای برای روح[جلد اول از مجموعه محفل] خلاصه رمان

من با خون اصیل توی رگ‌هام متولد شدم.

وارث یک پادشاهی قدرتمند. ثروت، قدرت، اشرافیت.

وسوسه‌ها خطرناک‌تر از اون چیزی هستن که بتونی دربرابرشون مقاومت کنی.

تا اینکه کسی سعی کنه همه چیز رو ازت بدزده. زخمی و شکسته، از میان شعله‌های اتش بیرون اومدم.

حالا برگشتم تا چیزی رو که مال من بوده پس بگیرم.

انتقام. اولین کاری که قراره بکنم اینه که آیوی مورنو رو همسر خودم کنم.

و دومین کار؛ اونقدر خمش کنم تا در هم بشکند.

گوشه ای از رمان مرثیه ای برای روح[جلد اول از مجموعه محفل]

پس از پرداخت هر دو جلد رمان محفل را دانلود میکنید این رمان فقط برای معرفی میباشد شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 24 هزار تومان

دانلود رمان خودشو کوبید بهم ( آغوش خالی ) از زهرا قلنده بدون سانسور

دانلود رمان خودشو کوبید بهم ( آغوش خالی ) اثر زهرا قلنده بدون سانسور

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی خودشو کوبید بهم ( آغوش خالی ) اثری بینظیر از زهرا قلنده رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : خودشو کوبید بهم ( آغوش خالی )

تعداد صفحه : 1936

نویسنده : زهرا قلنده

ژانر : عاشقانه , ایرانی

دانلود رمان negahdl به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

خودشو کوبید بهم ( آغوش خالی ) خلاصه رمان

درباره دختری به نام مینو که همه چیز از یه سلفی گرفتن با یه بازیکن معروف شروع میشه و …

گوشه ای از رمان خودشو کوبید بهم ( آغوش خالی )

«رضوانه»

بعد از تمام شدن آخرین امتحان، از سالن بیرون می‌آیم و اولین جایی که دید می‌زنم، ماشین‌های مقابل در مدرسه است. انتظار دارم کسی جز باربد دنبالمان آمده باشد. بدون این‌که کسی را ببینم، کیفم را که قبل از امتحان پشت پنجره‌ی کلاس گذاشته‌ام، برمی‌دارم و خودکارم را داخلش می‌اندازم. دوباره از دیوار کوتاه مدرسه به مردانی که بیرون منتظر فرزندانشان ایستاده‌اند، نگاه می‌کنم. هم‌زمان کژال کنارم می‌آید و هم‌قدمم می‌شود.

– چشمم روشن، ببین کی اومده دنبالمون!

با تعجب نگاهش می‌کنم. با چشم و ابرو به دیوار کوتاه مدرسه اشاره می‌کند. مسیر اشاره‌اش را دنبال می‌کنم و با دیدن باربد که با چند مرد دیگر حرف می‌زند، اخم‌هایم درهم می‌رود و کیفم را روی شانه‌ام محکم می‌کنم.

– من که باهاش نمیام خیلی بدچشمه!

روی کمرم می‌کوبد و از ساز مخالف زدن‌هایم، حرصش درمی‌آید.

– خله، دوستت داره که اون‌طوری نگات می‌کنه! از بدچشمی‌اش نیست.

این رمان فقط برای معرفی میباشد

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 24 هزار تومان

درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
ابر برچسب ها
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " کتاب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.