دانلود رمان دزد و شاه دزد اثر شیوا بادی بدون سانسور

دانلود رمان دزد و شاه دزد اثر شیوا بادی نگارش قوی

دانلود رمان عاشقانه , اجباری , ایرانی , بزرگسال دزد و شاه دزد اثری بینظیر از شیوا بادی رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت کتاب رمان دانلود کنید

اسم رمان : دزد و شاه دزد

تعداد صفحه : ۲۶۶

نویسنده : شیوا بادی

ژانر : عاشقانه , اجباری , ایرانی , بزرگسال

دانلود رمان هلوهای کوچولوی من pdf به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

دزد و شاه دزد خلاصه رمان

درباره دختریه که به خاطر نیاز مالی و بیماری مادرش مجبور به دزدی کردن میشه و در این راه با یه پسری آشنا میشه که به خاطر شرایطی که پیش میاد مجبور به ازدواج صوری میشن ولی در این بین به هم دل میبندن و …

گوشه ای از رمان دزد و شاه دزد

به نام او… بازهم گرمای شدید مردادماه… شال نخی قهوهایرنگش رو کمی آزاد کرد تا هوا بین موهای بلند و رهاشدهاش بپیچه و کمی نفس حبس شدهاش آزاد بشه … با توقف مترو سوار میشه و بین انبوه جمعیت میایسته … نگاهش هدفدار بین مردم میچرخه … دختری لاغر اندام با صورتی گرفته… از شواهد پیداست که یک بدبختی هست مثل خودش !

مردی با تیشرت و شلوار لی و چشمهایی که مدام رو صورت خانمها در گردشه ! مردی دستفروش که از جورابهایی که داره تعریف میکنه … مردی کت و شلوار پوشیده که مدام به ساعتش نگاه میکنه… پیداس که حسابی عجله داره و حواسش به هیچی نیست ! لبخندی روی لبش میشینه… خودشه ! کمی به مرد نزدیکتر میشه … مترو در ایستگاه بعدی توقف میکنه…

دل دل میکنه که مرد پیاده نشه… جمعیت بیشتر میشن و کمی دیگه به مرد نزدیک میشه … خوشبختانه مرد پیاده نشده و افزایش جمعیت کارش رو راحتتر کرده … دستش به نرمی به سمت جیب شلوار مرد میره و … خودشه ! لبخندی میزنه و به سه شماره کیف مشکی رنگ، تو کیف کوله اش میوفته … راضی از تلاش امروزش ایستگاه بعدی پیاده میشه و با خوشحالی پلههارو بالا میره تا به فضای باز خیابون برسه …

غافل از اینکه چشمهایی جستجوگر قدم به قدم دنبالشن … با رسیدن به خیابون نفس راحتی میکشه و مسیری رو پیاده میره، به پارکی که در راستای خیابونه میره و روی صندلی سفید رنگی میشینه … دستش تو کوله اش میشینه و کیف رو برمیداره. با دیدن تراولهای پنجاه تومنی تمام صورتش رو لبخند میپوشونه … مطمئنا با این پول میتونه داروهای مادرش رو بخره ! _ بد نگذره ! با صدایی که میشنوه هینی میکشه و با ترس سرشو بلند میکنه.

  • 25 می 2024
  • bookadmin
https://book114.ir/?p=266
لینک کوتاه مطلب:
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
ابر برچسب ها
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " کتاب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.